تبلیغات
دانود فیلم - خیام نیشابوری
دانود فیلم

مدیر وبلاگ :

خیام نیشابوری

یکشنبه 12 اردیبهشت 1389  ساعت: 01:29 ق.ظ

خیام نیشابوری

مروری كوتاه بر زندگی خیام

 خیام نیشابوری

مثلث خیام- پاسكال (1623- 1662 میلادی) معروف است. خیام به بسیاری از خواص این مثلث پی برده بود. پس از فتح سمرقند توسط ملكشاه سلجوقی، خیام در سایۀ حمایت خواجه نظام‌الملك وزیر خردمند ملكشاه قرار گرفت.

 در سال 467 قمری (1074 میلادی) در حال كه تنها 27 سال داشت، مأمور شد كه با همكاری دانشمندان و ریاضی‌دانان مشهوری همچون ابوالمظفر اسفزاری و میمون‌النجیب‌ الواسطی، ابوالفتح عبدالرحمن خازنی، ابوالعباس لوكری و معموری بیهقی به اصلاح تقویم موجود بپردازد. حاصل این كارِ گروهیِ عظیم كه در رصدخانۀ اصفهان صورت گرفت و تا سال 471 قمری (1078 میلادی) ادامه یاقت، تقویم جلالی بود كه تا به امروز یكی از دقیق‌ترین گاه‌شمارهای جهان به شمار می رود.

پس از استیلای اعراب تقویم هجری قمری رایج شده بود. با این تقویم كارِ گرفتن مالیات از كشاورزان همواره با مشكل مواجه می‌شد. برای یكنواخت كردن تاریخِ گرفتنِ مالیات، ملكشاه تصمیم به تغییر تقویم گرفت.

 

تقویم جلالی تقویمی شمسی است. در این تقویم سال كبیسه هر 4 سال یك بار اجرا می‌شود (كبیسۀ رباعی) ولی هر 33 و یا 29 سال (بسته به رصد آسمان توسط منجمان) یك بار كبیسه پس از پنج سال اجرا می‌شود (كبیسۀ خمسه). تاریخ شروع تقویم جلالی اول فروردین 458 هجری شمسی معادل 15 مارس 1079 میلادی و 9 رمضان 471 هجری قمری بوده است.

 

خیام در سال 470 قمری (1077 میلادی) رساله‌ای در هندسه نوشت كه در آن روی اصول هندسۀ اقلیدس مخصوصاً اصل پنجم آن تحقیق و كار كرد. یعنی نسبت به اصول هندسۀ اقلیدسی كه صدها سال كتاب درسی سراسر دنیا بود، شك كرد. باید قبول كرد كه ایجاد هندسۀ غیر اقلیدسی برای آن دوره بسیار زود بوده است. زیرا تمامی مسائل آن زمان با استفاده از هندسۀ اقلیدسی قابل حل بودند. اما بیش از 700 سال بعد، همان روش خیام مبنای كار لباچفسكی (1792-1856 میلادی) در ساختن هندسۀ غیر اقلیدسی قرار گرفت كه با فاصلۀ كمی مورد استفادۀ اینشتین (1955- 1879 میلادی) قرار گرفت.

 

خیام رساله‌ای در بارۀ نظریۀ ریاضیِ موسیقی، رساله‌ای در علم مكانیك و تعیین وزن مخصوص اجسام و هم چنین رساله‌ای در بارۀ روش‌های تعیین جهات و سبب اختلاف هوا در مناطق مختلف (هواشناسی) دارد. مهم‌ترین رسالۀ خیام در فلسفه رسالۀ الكون والتكلیف است. در كلام و هم‌چنین ادبیات فارسی و عرب نیز استاد بوده است. از اشعارش پیداست كه با فردوسی و شاعر بزرگ‌ عرب یعنی ابوالعلای معری به خوبی آشنا بوده. او را تالی ابن‌سینا دانسته‌اند. امام محمد غزالی و عین‌القضات همدانی در زمرۀ شاگردان او بودند.

 

از آزمایشی كه در حضور شاگردانش انجام داده چنین بر‌می‌آید كه كه به حركت زمین به دور خورشید پی برده بود. او در این آزمایش، در یك فضای استوانه‌ای شكل، جسمی را حول محوری و به دور یك شمع می‌چرخاند و وضعیت زمین و ستارگان را در آسمان به این شكل توضیح می‌دهد. یعنی در ثابت بودن زمین كه مورد تأیید همۀ دانشمندان آن روز بوده، شك می‌كند و بدیلی بسیار هوشمندانه برای آن می‌یابد.

 

پس از كشته شدن خواجه نظام‌الملك توسط فدائیان اسماعیلیه و مرگ ملكشاه در سال 485 قمری (1092 میلادی)، رصدخانۀ اصفهان تعطیل شد و خیام به نیشابور بازگشت.

در زمانی كه سنجر نوجوان بود، خیام برای بیماری آبله‌اش به بالین او آمد. یعنی در پزشكی هم مورد مشورت قرار می‌گرفته. اما هیچ‌گاه مورد محبت سلطان سنجر قرار نگرفت. شاید این بی مهری از آن رو باشد كه خیام تحت تأثیر سیاست مدنی یونانیان مداخلۀ اعضای جامعه را در حكومت طلب می‌كرد و مخالف حكومت پادشاهی مطلقه بود. ابن قفطی می‌گوید: ”در التزام سیاست مدنیه، بر موجب قواعد یونانیه، مبالغت فرمودی... “ نارضایتی سلطان سنجر از این نظریات و مخالفت اهل ظاهر و متكلمان از سوی دیگر، موجب خانه‌نشینی خیام شد.

 

خیام در سال526 قمری (1131 میلادی) در سن 83 سالگی در نیشابور درگذشت. شاید بی مناسبت نباشد كه گفته شود در دم مرگ مشغول مطالعۀ كتاب شفای ابن‌سینا بوده ‌است. بعید به نظر می‌رسد آن را برای اولین بار در دم مرگ می‌خوانده، بیش‌تر احتمال دارد كه همیشه به آن مراجعه می‌كرده است؛ یعنی در فلسفه پیرو ابن‌سینا بوده و همواره عقل و منطق و برهان را معیار و ترازوی شناخت می‌دانسته است



نوشته شده توسط:

ویرایش:--